امروزه که به حمدالله همه در روستای ما تاجر و بازرگان هستند برخی هم از روزی خداداد به چنان جایگاهی رسیده اند که نگو و نپرس. اما در این میان روستای خلیفه دارای استعداد خوبی هم برای کشاورزی بود که این را به خوبی می توان در زمین های کشاورزی آن دید. بر اساس آماری که اعلام شده و برخی از پیران قوم می گویند، میزان زمین های خلیفه بعد از روستای زیارت در استان بوشهر بیشتر از دیگر روستاهاست به خصوص آنکه زمین های خلیفه شوره زار ندارد و همه آنها قابل کشت است. مهمترین مشکل در مورد کشاورزی روستا، به کمبود آب بر می گردد به گونه ای که این مشکل باعث شده است تا عملا کار کشاورزی در روستا سخت شود و از همان قدیم در حد دو سه مزرعه و چند باغ خرما محدود بماند و زمستان هم گندمی به مراد کشت دیم در زمین بریزند که نان سالشان درآید. اما فارغ از این موضوع می توان گفت که در روستا چندین رشته قنات بوده که به خصوص در خلیفه قدیم اهمیت داشته است. بعد از خرید زمین فعلی از شاه فیروزی ها، یکی دو رشته قنات در محل جدید احداث شد که یکی از آنها از شیب روستا استفاده کرده و پائین روستا پشت باغچه مرحوم «مش کلبعلی» بیرون می آمد. طوری که مشخصه آب این قنات چندان قابل شرب نبوده و بیشتر برای کشاورزی از آن استفاده می کردند. اگر به زمین هایی که قدیم «تشی» نام داشتند و امروز شده اند منزل مسکونی اهالی روستا نگاه کنیم، خاک آن سیاه است و به گفته قدیمی ها در اینجا هم باغات خرمایی وجود داشته است.
علاوه بر این موارد باید به وجود مزارعی چند اشاره کرد که برای رفع حوایج مردم سبزی کاری و جالیزکاری داشتند و از هر کدام از قدیمی ها که بپرسی سابقه پاتک زدن به این مزرعه های کوچک یا به عبارت بهتر «چهاو»ها را داشته اند. به طور کلی آب شرب مردم از چاه هایی که در «بلبلند» وجود داشت تامین می شد و برخی از کارشناسان دولتی که قبل از انقلاب آب این چاه را آزمایش کرده بودند دلیل رنگ و روی متفاوت مردم خلیفه از دیگر مردم منطقه را مصرف همین آب ارزیابی کرده بودند. جریان « خر و برداله » معروف است و صبح زود برای آوردن آب راهی شدن... مادرها کنار دره «انبری» منتظر تا کی بچه هایشان از آوردن آب بازگردند.... داستان های فراوانی سر آوردن آب از این چاه وجود دارد که اگر پرسیده شود چیزی کمتر از هزار و یک شب نیست...
دیگر نکته در این مورد می توان به کشت برخی محصولات خاص در روستا اشاره کرد که بیشتر جنبه دارویی داشته اما محصولی مانند پنبه به خوبی به عمل می آمد و یکی از تجارت های مردم روستا در قدیم همین بوده است که در فرصتی دیگر به ان اشاره خواهم کرد. راستی تا یادم نرفته باید از خیار دزدی ها هم بگویم که فکر کنم نسل ما آخرین هندونه دزدهای روستا بودیم و بعد از ما نسل همه چیز منقرض شد.. درست مانند نسل دایناسورها....... ![]()
