ترکیب جمعیتی
مردم خلیفه را طیفهای متعددی تشکیل میدهند که به دلیل ازدواجهای صورت گرفته بیشتر آنها امروز با هم فامیل هستند. تعدای از این خانوادهها در 150سال اخیر به روستا آمدهاند که دلیل آن نیز به نظر میرسد امنیت قابل توجه و موقعیت مناسب آن بوده است. امروزه نمیتوان در مورد نژاد این خانوادهها سخن راند و هر کدام از آنهابه گونهای تاریخچهای را برای خود دارند و بر این باورند که آن را از پدران خود به ارث بردهاند. مهمترین نکته امروزه آن است که خلیفه امروز متعلق به ساکنان آن است و همه در آن حق آب و گل دارند و کسی نمیتواند در مورد منشاء خانوادگی آنها تفاوتی قایل شود.
موج مهاجرت از روستا و بر عکس آن در طول قرنهای گذشته همواره رایج بوده و امروزه برخی از خانوادهها عملاٌ از روستا مهاجرت کرده و در شهرهای مختلف استان و دیگر مناطق کشور بر حسب موقعیت شغلی و اجتماعی ساکن شدهاند که این خود بزرگترین آفت برای روستا بوده است.
زبان
زبان مردم خلیفه یکی از گویشهای زبان فارسی است که ریشه در فارسی دری داشته و در دو قرن گذشته به دلیل هجوم اقوام لر و شول به منطقه تا اندازهای تحت تاثیر آنها قرار گرفته است. این گویش با روستاهای اطراف خود متفاوت بوده و این خود ویژگی خاص آن را میرساند. به نظر میرسد برخی از کلمات و واژههایی که در این گویش به کار برده میشود مربوط به استان فارس باشد که در قسمتهای بعدی راجع به آن توضیح کافی داده خواهدشد. مردم به اندازهای به لهجه خود پایبند هستد که مهاجران به روستا را نیز تحت تاثیر قرار داده و آنها با گذشت یک نسل عملا با این گویش صحبت میکنند. ریشههای فارسی باستان در برخی کلمات و نوع جملهبندی تفاوت آشکاری با روستاهای اطراف دارد و در برخی موارد کلمات با نحوهای خاص ادا میشود که در سایر مناطق کشور نیز قابل مشاهده است. این گویش هرچند دستخوش تغییراتی شده، اما به نظر میرسد هویت خود را حفظ کرده باشد و از ممیزههای مردم روستا به شمار میرود.
