تبليغاتX
باران در شب

باران در شب

در مورد زادگاهم روستای خلیفه شبانکاره

در انتهای چین های آخرین زاگرس و آن هنگام که پا را از فلات بزرگ ایران بیرون می گذاری با دشتی بزرگ روبه رو می شوی که به دشتستان موسوم است. این دشت که وسعتی برابر با ۷ هزار کیلومتر مربع دارد علاوه بر آنکه زمین های حاصلخیزی دارد مردمانی شجاع و وطن پرست هم دارد که در طول تاریخ برای ایران جانبازی ها کرده اند و از ایران در برابر انیران جنگ هی جانانه ای نیز داشته اند. دشستان خود دارای چند دشت دیگر است که معروف ترین آن دشت شبانکاره است که نامش یادگار یکی از اقوام بزرگ و متمدن ایرانی است. در مورد شبانکاره گان بعدا خواهم نوشت. وسعت این دشت چیزی بیش از ۲۵۰۰ کیلومتر مربع است که از رود شاپور در شرق شروع شده و تا رود شور در غرب در طول بیش از ۴۰ کیلومتر و عرض بیش از ۳۰ کیلومتر از ابتدای رشته کوه زاگرس تا خلیج فارس گسترده شده است. روستای خلیفه در آخرین نقطه غربی آن قرار دارد که زمین هایش از روستای بهر( با ضم ب) تا رود شور در طول ۱۲ کیلومتر پراکنده شده است. خلیفه همانگونه که پیشتر نوشتم به نسبت حضور ساکنان فعلی اش بیش از ۷۰۰ سال قدمت دارد ولی جای فعلی روستا چیزی حدود ۲۰۰ سال پیش و در دوره زندیه بنا شده است. بر طبق روایات نقل شده شغل بیشتر مردم در قدیم هم تجارت بوده و چون یکی از راه های  تجاری از این محل عبور می کرده مردم ان به تجارت و سوداگری روی آورده اند. با این وجود در کشاورزی هم دستی داشته اند و چنانکه می گویند در کشت پنبه و غلات و همچنین باغداری دستی داشته اند و دارای چند رشته قنات نیز بوده است. اگر بخواهیم با واقعیت های تاریخی آن را وفق دهیم باید گفت که یکی از مهمترین محصولات روستا همان پنبه بوده که از آن پارچه هایی جهت صادرات به زنگبار می بافته اند و حوزه گسترش این پنبه کاری تا دشت لیراوی هم امتداد داشته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 15:37  توسط کریم جعفری  |